۰۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۱:۴۹
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۴۴۷۹
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۶
یادداشت مهندس اسفندیار رحیم مشایی در زمینه بیانات ‌اخیر رهبر معظم انقلاب
نسیم بهاری: امیدوارم این نشود که برخی با تفسیر یکجانبه‌ی صحبت‌های مقام‌ معظم‌ رهبری، با ایجاد حجاب جدید و نادیده گرفتن ضرورت نظارت عمومی، مردم و منتقدین را از نقد موثر درباره‌ی اصحاب قدرت پرهیز دهند که هر آینه این امر، موجب خلل در قدرت ملی و ضعف و سستی جدی در نظام خواهدشد.

‌به گزارش خبرنگار نسیم بهاری: عفریت رسانه‌ای پیر استعمار با متوجه‌خواندن بیانات اخیر مقام‌معظم‌رهبری درموضوع اپوزیسیون‌بودن به آقای‌دکتر‌احمدی‌نژاد و یارانش، خواسته‌است تا همچنان به نقش تفرقه‌افکنانه و مداخله‌جویانه شاه جهان در سرزمین ایران ادامه دهد و با گل‌آلودکردن آب، ماهی‌های چاق و چله بگیرد؛ چونان که واقعا او را باید استادتمام بی‌رقیب در این  فن، در جهان امروز و در تاریخ دانست.

این رسانه با پیشدستی، کوشیده است تا حرف به دهان رجال بگذارد و از این طریق، دو هدف عمده را پیگیری نماید. نخست آن‌که فردی مثل دکتر‌احمدی‌نژاد که گوشت، پوست و استخوانش از جنس انقلاب‌اسلامی است را با اپوزسیون‌خواندن، از صحنه سیاست‌ورزی انقلابی-اسلامی کناربزند و عملا ظرفیت و امید بزرگی را از نظام و مردم بگیرد، و ثانیا با واردکردن رهبری‌نظام  به ماجرای اختلاف مواضع دکتر‌احمدی‌نژاد و مقامات قضایی -که البته از زاویه حق گرایی، پایبندی به عدالت وسلامت مدیریت، این اختلاف غیرقابل‌اجتناب و انکارناپذیر است- کوشیده است تا ایشان را مؤید سیاست‌ها و اقدامات آن مقامات قراردهد و بدین ترتیب، به زعم خویش، بارسنگین موقعیت منفی مدیریت امروز قضایی کشور را که در بین مردم آشکارا قابل فهم است، متوجه ایشان نماید.
این در حالی است که ایشان از موضع رهبری و در ساحت حفظ و دفاع از تمامیت نظام‌جمهوری‌اسلامی و قوای‌سه‌گانه، ضمن ضروری‌دانستن اعمال ملاحظات اساسی ناظر به حمایت از جایگاه‌ارکان‌نظام و نقد برخی رویکردها از بعضی مسئولان قدیم و جدید کشور که از نظر ایشان این ملاحظات را مراعات نکرده‌اند، بر اصل عقلانی، منطقی وقانونی نقد منصفانه همه‌ی مسئولان تاکید و تصریح کرده‌اند.
ایشان در بیانات دیروز، نه در مقام رد فرد یا گروهی تصریح داشتند، و نه از عملکرد افراد یا گروه‌هایی از مسئولان بطور خاص، حمایت کرده‌اند؛ چه اگر چنین چیزی را لازم می‌دانستند، بهتر از هر کسی بدین امر واقف و در بیان توانا بودند، چنانکه در گذشته، موارد مصرح مکرر نظیری را شاهد بوده‌ایم.
برخی تلاش کرده‌اند که سخنان اخیر مقام‌معظم‌رهبری را تاییدشخص رئیس دستگاه‌قضا تفسیر نمایند،درحالی‌که ملاحظه‌ی شخص رهبری دراین‌باره، بطورکاملامعناداری، روشن است. ایشان قبلا و درمقام صدورحکم و... مطابق روال،تعاریفی از آقای لاریجانی داشته‌اند؛آن‌هم درشرایطی که این کار برای آقای لاریجانی یک نیازضروری بحساب نمی‌آمد. روشن است سخنرانی روزچهارشنبه، درشرایطی انجام شده که جایگاه اجتماعی آقای لاریجانی باخدشه‌ی بسیارجدی مواجه شده،و او به تعریف وتمجید رهبری بسیارمحتاج بوده است٬ لکن همچنان که ملاحظه‌شد، از کمترین تعریف وتمجید به نحو هوشمندانه‌ای اجتناب شده است.بدیهی‌است این فرض که رهبری از  فضای اجتماعی و از گرایش ونیاز آقای لاریجانی به تایید وتعریف،بی‌اطلاع بودند،پذیرفته نیست.
لذا روح بیان ایشان در این سخنرانی،تاکید برحفظ حریم‌هایی بوده است که مقوم اساس‌انقلاب و کیان‌نظام  بحساب می‌آید. همچنین اپوزسیون‌بودن یا جلوه‌کردن،اتهام‌زنی‌های بی‌اساس،انتقادهای بی‌مبنا وغیرمنصفانه،سیاه‌نمایی برای ناامیدکردن‌مردم وبطورخاص لجن‌پراکنی-که به سادگی مرجع خود را می‌یابد-و دربرابر،لزوم نقدمنصفانه همه‌ی مسئولان،خطوط مرزی بوده که رعایت آن‌ها موردانتظار اعلام شده است.
ضمن نکوهش عوامل استعمار وپرهیزدادن برخی افراد از ورود به دام شیاطین،چنان‌که بارها وبارها تاکید نموده و با صراحت تام اعلام کرده‌ایم، اکنون نیز به صورت قاطع، حفاظت از دستاوردهای انقلاب و در راس آن‌ها، نظام‌جمهوری‌اسلامی را پیمانی می‌دانیم که با امام و شهدا بسته‌ایم و درست از همین روست که وجود ظلم و فساد در درون نظام را به هیچ روی و با هیچ توجیهی، برنمی‌تابیم و قابل اعماض نمی دانیم و  فریادکردن مظاهری از آن که ناشی از سیاست و یا عملکرد مسئولان باشد را از اهم واجبات می‌شماریم و سکوت و کوچک شمردن آن را گناهی نابخشودنی می‌دانیم؛ و البته با توجه به مشکلات، مسائل و گرفتاری‌های فزاینده اقشار مختلف مردم و سرمایه گذاری وسیع و همه جانبه دشمن برای ایجاد شکاف بین مردم و نظام، رسیدگی به خواست ملت برای اصلاح امور و تغییر در برخی روش‌ها و مشی‌های مدیریتی را برای کشور، از نان شب، واجب‌تر می‌دانیم و ایمان داریم که برخلاف خواست دشمنان بشریت و در راس آن ها«روباه پیر مکار»، به برکت خون شهیدان و عنایات حضرت ولی عصر(عج)، نظام‌جمهوری‌اسلامی با بهره‌گیری از نیروهای مومن وانقلابی، و بویژه نسل جوان، با نشاط، هوشمند، آزادی‌خواه، عدالت‌طلب، ازخودگذشته، فداکار، معتمد به نفس، مدیر و مدبر، راه درخشان انقلاب را تا سپردن پرچم بلندش به دست با کفایت منجی عالم بشریت و موعود امم، حضرت مهدی(عج) ادامه خواهدداد.
اکنون با توجه به شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای از یک سو، و مسائل مختلف داخلی از دیگر سو -بویژه «وضع معیشت عمومی»، «هوشمندی و حساسیت بسیار زیاد و البته خوب آحاد ملت در رصد اوضاع یادشده»، «عملکرد مسئولان و ارزیابی روند جاری»، «همبستگی بالای مردم در مواجهه با مظاهر نیک و بد مهم» و «قدرت تمیز جامعه، خصوصا جوانان، نخبگان و فرهیختگان که همواره باید سرمایه‌ی استراتژیک انقلاب و نظام بحساب آیند»- بسیار لازم و ضروری است تا  هشیارانه، هوشمندانه، مسئولانه و با سعه‌ی صدر و شناخت مقتضیات و نیازهای ضروری، اقدامات اصلاح گرایانه‌ی جدی و در شأن مردم، انقلاب و نظام، بطور فوری در دستور قرار گیرد و به اجرا گذاشته شود.
اینجانب بعنوان فرزندی کوچک، لکن عاشق ایران و مردم بسیار شریف و عزیزش و با باوری عمیق به مکتب اهل بیت(ع)، نسبت به ترصد دشمنان این خاک، سرزمین، مردم، انقلاب و نظام، هشدار می‌دهم. در این زمینه باید بصورتی خاص، بر دیده‌شدن مطالبات بر حق و آشکار مردم در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تاکید کرد و عزمی جزم برای انجام تغییرات و اصلاحات درون ساختاری، اقدامات و برنامه‌های کوتاه‌مدت مردم بینانه را در عمل به نمایش گذاشت.
لازمه‌ی مدیریت عالمانه و خردمندانه، رصد تحولات همه جانبه در توده‌های مردم است و حکومت‌های خوب و بد، همواره از فقد این رصد، خسارت‌های سنگینی را متوجه خود و ملت‌ها کرده‌اند. هنوز زمان زیادی نگذشته است و نباید فراموش کرد که رژیم شاه تا سال انقلاب و بلکه کمتر از یک سال مانده به پیروزی انقلاب‌اسلامی، بنظر می‌رسید از موقعیت سیاسی ملی، منطقه‌ای و بین المللی مستحکمی برخوردار است و اقتدار سیاسی آن در منطقه زبانزد بود. اسناد منتشرشده لانه‌ی جاسوسی تصریح می‌کند که عوامل سازمان سیا(مستقر در سفارت) در گزارش اواخر بهار ۵۷ خود به واشنگتن، رژیم‌شاه را مستحکم و مقتدر تحلیل و ارزیابی نموده، و بروز برخی آشوب‌ها در شهرهایی از کشور را بی‌اهمیت تلقی‌کرده‌بودند.
توجه به این نکته ضروری است که هرچند در ماهیت نظام ما با رژیم‌شاه، از نظر نقش ملت در بنای نظام سیاسی، تفاوت ماهوی وجود دارد، لکن در مقابل، باید دو نکته مهم را مورد توجه قرار داد. نخست آن‌که انتظار مردم از جمهوری‌اسلامی، علی‌القاعده، در جایگاه بالاتری قرار دارد. این امر در کنار ارتقای مطالبات جامعه  -ناشی از رشد و توسعه‌ی سیاسی و اجتماعی، افزایش آگاهی‌های مردم از تحولات جهانی و منطقه‌ای و پیشرفت و رفاه برخی همسایگان و بسیاری از کشورهای دیگر‌- و نیز امکان رصد و  ارزیابی مسایل جاری کشور از طریق اطلاع رسانی‌های وسیع و سریع در شبکه‌های‌اجتماعی و افزایش روحیه‌ی هم‌افزایی سیاسی، از اهمیت افزون‌تری برخوردار شده است.
نکته دوم، تفاوت نظام‌جمهوری‌اسلامی و رژیم‌گذشته از حیث نوع مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی است. به همان اندازه که رژیم‌پهلوی موردحمایت قدرت‌های جهانی بود، آنان جمهوری‌اسلامی را در نقطه‌ی تقابل و دشمنی خود قرار داده‌اند.
ادبیات، نوع مواضع و اقدامات برخی از دستگاه‌ها و مسئولان و مقامات نشان می‌دهد که بیگانگی عمیقی بین آن‌ها و تحولات سریع و فزاینده جامعه وجود دارد. این امر از آن جهت می‌تواند بسیار تاسف برانگیزتر باشد، که برخی از عناصر مسئول سیاسی، امنیتی و قضایی نه به دلیل بی‌خبری از آنچه در جامعه می‌گذرد، بلکه به دلیل آثار و تبعات مواجهه‌ی حقیقی و صادقانه با تحولات جاری در جامعه -که کناره گیری از مسئولیت‌ها، عذرخواهی از مردم و یا حداقل تغییرات اساسی در ادبیات و مشی مدیریتی از آن جمله است- ممکن است بنا را بر نفی و انکار واقعیت‌ها گذارند، به رصد عالمانه‌ی امور بی‌اعتنا شوند و یا خدای ناکرده به رصدهای جعلی و غیرواقعی روی بیاورند. نوع مواضع و تحلیل‌های آشکارا غلط برخی از اشخاص شاخص و گروه‌های موثر و تعیین کننده، در گذشته و بطور خاص در چند سال اخیر، از موارد مثال قابل‌ملاحظه و درس آموز است.
این‌که در این مسائل، کدامیک از موارد بی‌خبری، عدم رصد و یا رصدجعلی و ساختگی مطرح بوده باشد را، به ارباب خبر و تحلیل واگذار می‌کنم، اما مایلم در این فرصت، نگرانی بسیار عمیق خود، از ادامه‌ی این گونه سیاست‌های مدیریتی را، به رهبری و جامعه تصمیم‌سازان و بصورت کلی به نخبگان، فرهیختگان و خردمندان کشور انتقال دهم.
بی شک این مقال کوچک و مجال اندک، فرصت وافی برای تحلیل و ارزیابی کافی از شرایط را بدست نمی‌دهد، لذا بنده با عبور از این بخش با اهمیت، با بسنده‌کردن به ابلاغ حساسیت فوق‌العاده شرایط حاضر، اعلام می‌دارد که مجموعه‌ی وضعیت حاضر که از جمله درسطح کلان به امنیت ملی کشور و نظام‌جمهوری‌اسلامی‌ایران مربوط است، در آستانه‌ی تحولات کیفی و بلکه تغییرات ماهوی قرار گرفته است. در این حال، اهمیت درک ابعاد این تحولات و ضرورت داشتن برآوردهای واقعی، اصیل و دقیق از محتملات در پیش‌رو و ضرایب امکان تحقق آن‌ها، چندان برجسته می‌نماید که این قلم را از هر تبیین اضافی بی‌نیاز می‌سازد.
برنامه‌ی تغییرات بزرگی که در صحنه‌ی سیاست منطقه‌ای، با روی کارآمدن رئیس‌جمهور پیشین امریکا و اعمال «سیاست‌کلان‌موسوم‌به‌change»٬ استارت خورده است، تحولات مهم زیادی را در کمتر از یک دهه موجب شده و آثار گسترده ای -بویژه سیاسی- را بهمراه داشته است و رئیس‌جمهور جدید این کشور، در تعاملی نزدیک و تنگاتنگ با سلطان پیر استعمار، مرحله‌ی جدید این سیاست را با هدف ایجاد تغییراتی بزرگتر به اجرا گذاشته است که طرح تشکیل خاورمیانه جدید را می‌توان بعنوان هدف‌محوری این تغییرات قلمداد کرد.
با توجه به اهمیت نقش ایران در منطقه، و این‌که تغییرات در ایران شرط لازم برای اجرای طرح تحولات مرحله‌ی دوم است، می‌توان اهمیت و بلکه ضرورت سفر وزیر خارجه -یعنی نفر دوم- دولت فخیمه‌ی بریتانیا به تهران را در این شرایط دریافت.
اگر عمری بود و توفیقی، درباره برنامه‌ی انگلیسی-آمریکایی برای ایجاد تغییرات در ایران، نکاتی را تقدیم خواهم کرد.
اکنون و در این فرصت، با اشاره به حجم‌سنگین هجمه‌ای که با آن مواجه خواهیم بود، عرض می‌کنم که مقاومت در برابر این فشارها که یک ضرورت تمام عیار برای کشور، انقلاب و نظام محسوب می‌شود -که در این باره نیز ان‌شاءالله بحث خواهیم کرد- نیازمند تدابیر گسترده و اساسی است.
نکته‌ی مهمی که در اینجا لازم به ذکر می‌دانم این است که نظام‌جمهوری‌اسلامی، در صورت تکیه‌ی همیشگی بر قدرت ملی -که مردم اصلی‌ترین منبع لایزال آن بحساب می‌آیند- از قوی‌ترین نظام‌های سیاسی جهان است؛ همچنان که در غیر این‌صورت، یعنی با نادیده گرفتن قدرت‌سیاسی‌مردمی و تبدیل شدن به نظامی متداول و متکی به ساختارهای متعارف سیاسی و توانمندی های نظامی کلاسیک، از ظرفیت و توانایی لازم و کافی برای مقابله با دشمنان قلدر جهانی برخوردار نخواهد بود.
بنده نه خود را مجاز می‌دانم و نه اساسا می‌توانم نگرانی خود را از نوعی اشرافیت سیاسی و اقتصادی و بلکه مذهبی که به تغییرات آشکار زیادی در ادبیات و منش شخصی و مشی مدیریتی عناصر شاخصی از مدیران‌ارشد‌کشور که متضمن دوری از مردم و فرصت دانستن مناصب و مسئولیت‌ها برای بهره‌برداری‌های اقتصادی و سیاسی شخصی، خاندانی و گروهی است، مخفی و انکار نمایم؛ زیرا در صورت تداوم این وضع، خطر را برای کشور، نظام و انقلاب بسیار بزرگ و البته بسیار نزدیک می‌بینم.
جمهوری‌اسلامی -یعنی همه آنان که بنحوی مسئولیت می‌پذیرند- حق ندارد روح مردمی انقلاب را به امیدهای دیگر فراموش کند و یا کم اهمیت بشمارد. مسئله‌ی مهم در اینجا این است که معیار بقا بر سبیل انقلاب و یا انحراف از آن، تشخیص مسئولان نیست، بلکه این مردم هستند که وجود و یا عدم وجود این انحراف را تشخیص می‌دهند.
رصد حقیقی و خالصانه‌ی مکرر و متناوب نظر مردم در همه‌ی زمینه‌ها -بخصوص در موارد مهم- اصل لاینفک و تامین‌کننده مشروعیت هر نظام اسلامی و انقلابی است.
اکنون این نگرانی وجود دارد که به دلیل فسادها و تخلفات بزرگ و گسترده در بخش‌هایی از کشور، نگاه همیشگی به نظام، چه بسا دستخوش تغییرات زیادی شده باشد و در ضعف دلبستگی‌ها، پیوستگی‌های مردمی با نظام، با خدشه‌ی جدی مواجه شده و تنزل بسیار یافته باشد. در این میان، وجود برخی مسئولان که به دلایل مختلف از چشم مردم افتاده و به چهره های نامحبوب تبدیل شده‌اند، تاثیر سوء بسزایی در وضعیت مفروض بالا دارد. وجود ویژگی های شخصی و عملکردی منفی درباره‌ی بعضی افراد شاخص، بگونه‌ای است که برای مثل زدن به آن‌ها دیگر به ذکر نام و حتی اشاره، حاجت نیست.
مسئله‌ی دیگر، مشکلات مختلفی است که یکی بر دیگری افزوده شده و از کیفیت برخورداری‌های مردم از امکانات زندگی -حتی گاهی امکانات بسیار ضروری و اولیه- به شدت کاسته است. دربرابر، عدم‌وجود امیدی به تغییر در روند و اصلاح وضعیت در کنار اعمال سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی تضییقی دیگر، کار را بر اکثریت اقشار جامعه سخت‌تر کرده است و می‌کند و این وضعیت با روح شرایط‌مطلوب و حتی اضطراری پیش گفته، به هیچ روی، سازگاری ندارد، بلکه به شدت در تضاد است.
در این حال باید، وضعیت روانی جامعه را نیز در نظر گرفت و بطور جدی مراقب حفظ شئون آحاد مردم و احترام به اقشار مختلف بود. بی‌احترامی، بی‌اعتنایی و تحقیر مردم -بویژه از طریق انکار حقوق‌اساسی و شهروندی آنان- و بالاتر دانستن مسئولان و اجرای نمایش قدرتمداری آقایان، یعنی اضافه‌شدن فشارهای سیاسی و فرهنگی بر فشارهای اقتصادی و اجتماعی، روند گسست بین مردم و مسئولان -و مآلاً نظام- را تسریع می‌کند و سرانجام ارعاب و تهدید فعالان سیاسی، رسانه‌ای، اجتماعی و فرهنگی، و امنیتی‌کردن فضا توسط عوامل امنیتی، ضابطین و بویژه مقامات قضایی، خدای نکرده منجر به دور شدن نهاد اجتماعی از نهاد سیاسی، ابتر ماندن آرمان‌های انقلاب و نهایتاً امیدوارشدن دشمنان به ایستایی در شور انقلابی مردم و به تدریج کاهش قدرت‌ملی و توقف در حرکت نظام خواهدشد که در چنین صورتی، جواب خدا، جواب امام و جواب شهیدان را چگونه می‌توان داد؟!
امیدوارم این نشود که برخی با تفسیر یکجانبه‌ی صحبت‌های مقام‌معظم‌رهبری، با ایجاد حجاب جدید و نادیده گرفتن ضرورت نظارت عمومی، مردم و منتقدین را از نقد موثر درباره‌ی اصحاب قدرت پرهیز دهند که هر آینه این امر، موجب خلل در قدرت ملی و ضعف و سستی جدی در نظام خواهدشد.
دولت بهار
ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۳ + ۱۰ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای